وقتی دنیا قهر میکنه، ما با بازی، قهرمان کوچولوها میشیم!
🦸
بچهها دنیای ظریفی دارن. وقتی صداهای عجیب، اتفاقهای ناخوشایند یا استرس اطرافیانشون رو حس میکنن، ممکنه گیج بشن، بترسن یا حتی دلشون بریزه. اینجاست که نقش ما، یعنی پدر و مادرها و مراقبها، خیلی پررنگ میشه. چطور میتونیم تو این طوفانهای کوچیک، پناهگاه امنشون باشیم؟ جواب سادست: با بازی! 🛝🎨🖌️
۱. بازی، زبان آرامش فوری بچههاست!
بذار یه راز بهت بگم؛ وقتی بچهها نمیتونن حرف بزنن، وقتی دلشون گرفته، یا وقتی حس میکنن کنترلی رو از دست دادن، بازی میشه زبان اصلیشون. همین که شروع میکنن به بازی کردن، انگار دارن یه عالمه حرف نگفته رو میزنن.
بازی کمک میکنه:
ترسها و نگرانیهاشون یه جورایی تخلیه بشه.
حس کنترل رو دوباره به دست بیارن (حتی توی دنیای کوچیک بازیشون).
یاد بگیرن چطور با احساسات سخت کنار بیان.
ذهنشون از خبرهای بد و نگرانیها، منحرف بشه.
واسه همین میبینیم خیلی از روانشناسها هم وقتی با بچههایی که استرس دارن کار میکنن، از همین روش استفاده میکنن. یه فضایی درست میکنن که بچهها حس کنن امن هستن و میتونن هرچی دلشون میخواد رو بازی کنن.
۲. حس خوب "بازی کردن" با ما!
وقتی ما با بچهها بازی میکنیم، فقط وقتگذرونی نیست. انگار یه حس واقعی و ملموس از امنیت و عشق رو بهشون منتقل میکنیم. اینجوری نیست که سرد و رسمی باشه، مثل خیلی از کارهای دیگه.
همین که ما کنارشون هستیم، میخندیم و همراهشون میشیم، یعنی "من هستم، تنها نیستی."
یه "لونه" درست کردن با پتو و بالش، یه بازی ساده ولی پر از حس امنیته.
وقتی با اسباببازیهاشون، یا حتی خودمون، نقش بازی میکنیم، دنیای شیرینتری براشون میسازیم.
همه اینها باعث میشه بازی تبدیل به یه تجربه لذتبخش و آرامشبخش بشه.
۳. ثبت خاطرهها، ولی از نوع واقعی و بچهگونه!
یادداشتهای بچهها (یا حتی نقاشیهاشون) که با دست کشیده میشن، عمر بیشتری دارن. اون خطخطیهای بامزه، رنگهایی که شاید بیرون خط رفته باشن، یا شکلی که خودکار رو نگه داشتن... همش بخشی از همون لحظه و احساساتشونه.
یه روز که برمیگردی و نقاشیها یا نوشتههای بچههاتو ورق میزنی، بیشتر از هر عکس دیجیتالی، تو رو پرت میکنه به همون حس و حال قشنگ. انگار خاطراتشون رو لمس میکنی**.
۴. بازی کردن = تقویت ذهن و حافظه بچهها!
تحقیقات نشون داده بازی کردن، مخصوصاً بازیهای خلاقانه، مغز بچهها رو حسابی درگیر میکنه. انگار مغزشون یه جور دیگه داره یاد میگیره و تمرین میکنه.
برای همین، وقتی بچهها مشغول بازی هستن، در واقع دارن:
مهارتهای حل مسئلشون رو قوی میکنن.
تمرکز و دقتشونبالاتر میره.
خلاقیتشون شکوفا میشه. یاد میگیرن چطور با چالشها روبرو بشن و از پسشون بربیان.
۵. وسایل بازی، شروع خلاقیت!
یه دفتر نقاشی خوشرنگ، یه جعبه مداد رنگی نو، یا حتی چند تا مکعب چوبی ساده میتونه شروع یه ماجراجویی بزرگ برای بچهها باشه.
خیلی از ایدههای خلاقانه، داستانها و حتی راهحلهایی که بچهها پیدا میکنن، از همین بازیهای ساده شروع میشه. تازه وقتی وسایل بازیشون همون چیزهایی باشه که دوست دارن:
انگیزشون برای بازی و خلاقیت بیشتر میشه.
بازی براشون تبدیل به یه دوست و همراه میشه.
کلی ایده جدید به ذهنشون میرسه که شاید قبلاً خبری ازش نبود!
۶.. پس چرا بازی هنوز مهمه؟
شاید فکر کنیم تو شرایط سخت، فقط باید جدی باشیم و به مشکلات فکر کنیم. اما واقعیت اینه که بازی، حتی تو روزهای سخت، یه بخش بزرگی از زندگی بچههاست:
برای فرار از سترس و اضطراب.
برای پیدا کردن یه راه آرامش.
برای تقویت روحیه و امید.
برای یاد گرفتن مهارتهای جدید تو یه محیط امن.
داستان سادس: چیزهای خوب و آرامشبخش، هیچوقت قدیمی نمیشن.
۷. نتیجه؟ بازی زندهست!
بازی کردن با بچهها، مخصوصاً وقتی دنیا یه کم قاطی پاتی به نظر میرسه، هیچوقت قرار نیست از بین بره.چون: یه حس خوب و امن بهشون میده. به نظم دادن به احساساتشون کمک میکنه.
خلاقیتشون رو آزاد میکنه.
یه جورایی شخصیت و تابآوری اونها رو شکل میده.
و همینها باعث میشن هر بار که ما کنارشونیم و باهاشون بازی میکنیم، یه صفحه تازه و پر از امید تو زندگی خودشون و ما باز بشه.
دیدگاه خود را بنویسید